close
تبلیغات در اینترنت
تصویر : http://rozup.ir/view/2097567/کانال-سیمای-عشق.gif غم انگیز

عاشقانه
مطالب عاشقانه،متن های آموزشی،اخبار
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
(نظرسنجي) شرکت در نظر سنجی باعث دلگرمی ماست
آیا از وبلاگ ما راضی بودید؟


جنسیت شما چیست؟


خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

پيوندهاي روزانه
امکانات
تصویر : http://rozup.ir/view/2040592/امام-زمان-(عج).gif برای دریافت کد به ایدی تلگرام @Reza20d مرا جعه نمایید.
تصویر : http://rozup.ir/view/2041285/نظر-خواهی.gif
موضوع : داستان , پندآموز , غم انگیز ,

کودک از معلم میپرسد:

- آقا اجازه " مرد " به کی میگن ؟

معلم جواب میدهد:

- به کسی که مسئولیت قبول میکنه ، تکیه گاه

 خوبیه ، میشه روی قولش حساب کرد ، کسی که

 نمیترسه ، صبح تا شب تلاش میکنه تا محتاج دیگران نباشه

کودک جواب میدهد:

- وقتی بزرگ شدم من هم مثل مادرم ، مرد
 بزرگی خواهم شد



تقدیم به مادران نجیب سرزمینم روح مادران

 رفته شاد ، سلامتی همه مردا که مردونگی به جنسیت نیس به مرامه

[ دوشنبه 23 اسفند 1395 ] [ 10:8 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 71 ]
موضوع : داستان , عاشقانه , غم انگیز ,

📝
یادمه یه شب
خیلی دلم براش تنگ شده بود
اون از دوست داشتن من خبر نداشت!
نمیدونستم باید چیکار کنم...
عمدا واسش یه اس ام اس خالی فرستادم
یک دقیقه نشد که جواب داد
"تاکسی خالی فرستادیا"
منم هول شدم گفتم

 

برای مشاهده ادامه داستان به ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
[ یکشنبه 01 اسفند 1395 ] [ 10:27 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 19 ]
موضوع : داستان , پندآموز , غم انگیز ,

ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮﺩ ، ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ ،
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ،
ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮﺩ:
ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ | ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ ﻳﻚ ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ
ﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ | ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﺷﺪ ،
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ!
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ: ﻳﺎﺩﻡ ﻧﻤﻲ ﺁﻳﺪ ،
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻲ ؟ﺍﻳﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻲ ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻲ؟!
ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:
ﺁﺧﺮ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺮﻳﺾ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ،ﭘﺪﺭﻡ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺨﺎﺭﺝ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ ﻣﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻫﻢ ﻭ ﻫﻮﺍﻱ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ
ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ، ﻫﻤﻴﻦ؟! ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻌﺮ ﺭﻭ ﺣﻔﻆ ﻣﻴﻜﺮﺩﻱ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻧﻤﻴﺸﻪ!
ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﮔﻔﺖ:
ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻲ ﻏﻤﻲ
ﻧﺸﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﻣﺖ ﻧﻬﻨﺪ ﺁﺩﻣﻲ

[ یکشنبه 01 اسفند 1395 ] [ 2:5 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 13 ]
موضوع : داستان , پندآموز , غم انگیز ,

در یک پارک زنی با یک مرد روی نیمکت نشسته بودند و به کودکانی که در حال بازی بودند نگاه می کردند. زن رو به مرد کرد و گفت: «پسری که لباس ورزشی قرمز دارد و از سرسره بالا می رود پسر من است.»

http://www.seemayeeshgh.rozblog.com

مرد در جواب گفت: «چه پسر زیبایی» و در ادامه گفت: «او هم پسر من است» و به پسری که تاب بازی می کرد اشاره کرد. مرد نگاهی به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد: «سامی وقت رفتن است.»

سامی که دلش نمی آمد از تاب پایین بیاید با خواهش گفت:

 

برای مشاهده ادامه داستان به ادامه مطلب مراجعه کنید

 



ادامه مطلب
[ یکشنبه 17 بهمن 1395 ] [ 9:39 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 18 ]
موضوع : داستان , پندآموز , غم انگیز ,

#داستانک

مرﺩﯼ ﺳﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭ، ﻫﻤﺴﺮ ﻭ فرزندش ﺭﺍ ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﻧﺰﺩ اربابی ﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ، وی ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺵ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ کارها ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﺍﺩ.

یک ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻭ ﺳﺮ ﮐﺎﺭ ﻧﺮﻓﺖ...

ﺑه همین ﻋﻠﺖ ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﯾﻨﺎﺭ ﺯﯾﺎﺩﺗﺮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻏﯿﺒﺖ ﻧﮑﻨﺪ.

ﺯﯾﺮﺍ ﺣﺘﻤﺎ ﺑه خاﻃﺮ

 

برای مشاهده ادامه داستان به ادامه مطلب مرجعه نمایید


ادامه مطلب
[ جمعه 08 بهمن 1395 ] [ 11:5 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 8 ]
موضوع : داستان , پندآموز , غم انگیز ,

🌸✨داستـــــان هاے
               پنــــــد آمـ👌ـوز✨🌸


🌸✨زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد . به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی‌تواند کار کند و شش بچه‌شان بی غذا مانده‌اند صاحب مغازه با بی‌اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند زن نیازمند در حالی که اصرار می‌کرد گفت : آقا شما را به خدا به

 

برای مشاهده ادامه این داستان به ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
[ سه شنبه 05 بهمن 1395 ] [ 20:50 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 12 ]
موضوع : داستان , پندآموز , غم انگیز ,

زوج جوانی به محل جدیدی نقل مکان کردند .

 

صبح روز بعد هنگامی که داشتند صبحانه میخوردند ، از پشت "پنجره" زن همسایه را دیدند که دارد لباس هایی را که شسته است آویزان میکند .
زن گفت :

 

برای مشاده ادامه داستان به ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
[ سه شنبه 05 بهمن 1395 ] [ 9:57 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 10 ]
موضوع : داستان , پندآموز , غم انگیز ,

🍂مردي وارد داروخانه شد وبالهجه اي ساده  گفت:
کرم ضد سيمان دارين؟
🍂متصدي داروخانه با لحني تمسخر آميز گفت:
بله که داريم کرم ضد تيرآهن و آجرم داريم حالا خارجي ميخواي يا ايراني؟
خارجيش گرونه ها گفته باشم!
🍂مرد نگاهي به دستانش کرد و روبه روي فروشنده گرفت و گفت:
ازوقتي کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نميتونم دخترمو نوازش کنم...
اگه خارجيش بهتره، خارجيشو بده !
لبخند روي لبان متصدي يخ زد!!!
🍂واقعا چه حقير و کوچک است آن که به خود مغرور است
چراکه نمي داند بعد از بازي شطرنج
شاه وسرباز را دريک جعبه مي گذارند...
انسانيت و تقواست که سرنوشت ساز است ...
🍂جايگاه شاه و گدا و دارا و ندار همه " قبر "است...
مواظب باشيم که «تقوا»بايک «تق» «وا» نرود!!!!!
براي رسيدن به کبريا بايد نه "کبر"داشت نه"ريا"!

[ سه شنبه 28 دي 1395 ] [ 20:7 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 45 ]
موضوع : داستان , عاشقانه , غم انگیز ,

🔱 @POSTCHII 🔱

♦️مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.
زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.
www.seemayeeshgh.rozblog.com
روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد.

[ دوشنبه 24 اسفند 1394 ] [ 14:35 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 15 ]
موضوع : اشعار , عاشقانه , داستان , عاشقانه , پندآموز , غم انگیز ,

اين متن واقعا دلتنگ کننده است ...
وقتي پشت سر پدرت از پله ها پايين
مي روي
 و مي‌بيني چقدر آهسته مي رود
تازه مي‌فهمي چقدر پير شده !
 وقتي مادر بعد از غذا، پنهاني مشتي دارو را مي‌خورد ، تازه مي‌فهمي چقدر درد دارد اما چيزي نمي گويد..
.
در 10 سالگي : ” مامان ، بابا عاشقتونم ”
در 15 سالگي : ” ولم کنين ”
در 20 سالگي : ” مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم ”
در 25 سالگي : ” بايد از اين خونه بزنم بيرون ”
در 30 سالگي : ” حق با شما بود ”
در 35 سالگي : “ ميخوام برم خونه پدر و مادرم ”
در 40 سالگي : ” نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم ! ”
در شصت سالگي : ” من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الآن اينجا باشن ...
.
و اين رسم زندگي است....
چه آرامشي دارد قدردان زحمات پدر و مادر بودن و هيچ زماني دير نيست حتي همين الآن....


[ سه شنبه 01 دي 1394 ] [ 18:45 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 15 ]
موضوع : داستان , پندآموز , غم انگیز ,

روزی از جوانی پرسیدند بدترین دردها چیست
 گفت :
درد دندان
و داشتن زن بد.
حکیمی این مطلب را شنید و گفت :
دندان را می توان کشید و زن را می توان طلاق داد.
بدترین دردها درد چشم و داشتن فرزند بد است.
نه چشم را می توان جدا کرد و نه نسبت فرزند را می توان منکر شد.

بیایید فرزندان خوبی باشیم

[ جمعه 27 آذر 1394 ] [ 19:25 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 13 ]
موضوع : داستان , عاشقانه , پندآموز , غم انگیز ,

سالها پیش سرباز خوزستانی پس از اموزشی موقع تقسیم دید افتاده مشهد
دلگیر و غمگین شد
از طرفی ارادتش به اقا و از طرفی اوضاع بد مالی خانوادش


ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 آذر 1394 ] [ 10:54 ] [ رضا درمانی ][ بازديد : 11 ]
آخرين مطالب ارسالي
شعر برای محرم2 تاريخ : شنبه 25 شهریور 1396
شعر برای محرم1 تاريخ : شنبه 25 شهریور 1396
شعر برای محرم تاريخ : شنبه 25 شهریور 1396
عید سعید غدیر خم مبارک تاريخ : شنبه 18 شهریور 1396
شعر دل شکسته تاريخ : شنبه 31 تیر 1396
شعر ساعت صفر عاشقی تاريخ : شنبه 31 تیر 1396
شعر کوتاه عاشقانه تاريخ : شنبه 31 تیر 1396
نه آزادم بو عالمده،نه الده ایختیاریم وار تاريخ : جمعه 23 تیر 1396
کاش من سورمه اولایدیم چکیلیدیم گوزووه تاريخ : جمعه 23 تیر 1396
شعر عاشقانه بسیار زیبا و احساسی برای عشقم تاريخ : پنجشنبه 22 تیر 1396

آرشيو
تبادل لينک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان عاشقانه به آدرس www.seemayeeshgh.rozblog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد
جست و جو